به خدا عا شقم
تو برای دنیا یک نفری اما برای یک نفر یه دنیایی پریای من
تو برای دنیا یک نفری اما برای یک نفر یه دنیایی پریای من
با نگاه اولت منو حيران کردی با نگاه دومت منو مجنون کردی
تو با دو چشمه سيات منو داغون کردی با اون همه ناز و ادات دلمو خون کردی
بهت ميگم دوستت دارم باورت نميشه يه لحظه آروم ندارم باورت نميشه
تو آرزوی قلب من گل عشق منی ای خوشکل ناز من سرنوشت منی

پس از تو روزگارم بی فروغ است
که می گوید پس از تو زنده هستم دروغ است
ای ستاره بی تو من تاریکم
بی تو من به انتها نزدیکم
واه چه کردم. چه بود تقصیرم
که چنین بود بعد از تو تعبیرم
تو نخواستی من و تو ما باشیم
سرنوشت این بود که تنها باشیم

از شبنم عشق خاك آدم گل شد** شوري برخاست فتنه اي حاصل شد
سر رشته عشق بر رگ روح زدن **يك قطره از آن چكيد و نامش دل شد

زندگي جز قماري بيش نيست *** شادي و غم هر دو را خود ساختيم
گر به شادي بگذرد ما برده ايم*** گر شود طي دوره غم باختيم

ای که می پرسی نشان عشق چیست***عشق چیزی جر ظهور مهر نیست
عشق یعنی مهر بی چون و چرا***عشق یعنی کوشش بی ادعا
عشق یعنی مهر بی اما، اگر***عشق یعنی رفتن با پای سر
عشق یعنی دل تپیدن بهر دوست***عشق یعنی جان من قربان اوست
عشق یعنی خواندن از چشمان او***حرفای دل بدون گفتگو
عشق یعنی مستی از چشمان او***بی لب و بی جرعه ، بی می ، بی سبو
گاه چشم بدر و ابروی هلال***چهره مهتابی او در خیال
عشق یعنی عاشق بی زحمتی***عشق یعنی بوسه بی شهوتی
عشق یارمهربان زندگی***بادبان و نردبان زندگی
عشق یعنی دشت گلکاری شده***در کویری چشمه ای جاری شده
یک شقایق در میان دشت خار***باورامکان با یک گل بهار
درخزانی برگ ریز و زرد و سخت***عشق ، تاب آخرین برگ درخت
عشق یعنی روح را آراستن***بی شمار افتادن و برخاستن
عشق یعنی زشتی زیباشده***عشق یعنی گنگی گویا شده
عشق ترش را شیرین کنی***عشق یعنی این که زنبوری کنی
عشق یعنی مهربانی در عمل***خلق کیفیت به کندوی عسل
عشق ، رنج مهربانی داشتن***زخم درک آسمانی داشتن
عشق یعنی گل به جای خارباش***پل به جای این همه دیوارباش
عشق یعنی یک نگاه آشنا***دیدن افتادگان زیرپا
زیرلب با خودترنم داشتن***برلب غمگین تبسم کاشتن
عشق ، آزادی ، رهایی ، ایمنی***عشق ، زیبایی ،زلالی ، روشنی
عشق یعنی تنگ بی ماهی شده***عشق یعن ماهی راهی شده
عشق یعنی آهویی آرام و رام***عشق صیادی بدون تیر و دام
عشق یعنی بره ای آزاد نیز***عشق قصابی بدون تیغ تیز
عشق یعنی مرغ های خوش نفس***بردن آنها به بیرون از قفس
عشق یعنی برگ بر روی ساقه های***عشق یعنی گل به روی شاخه های
عشق یعنی جنگل دور از تبر***دوری سرسبزی از خوف و خطر
آسمان آبی دور از غبار***چشمک یک اختردنباله دار
عشق یعنی از بدیها اجتناب***بردن پروانه از لای کتاب
عشق زندان بدون شهروند***عشق زندانبان بدون شهربند
جز کمند چشم و زلف و ابروان***عشق زنجیری ندارد در میان
در میان این همه غوغا و شر***عشق یعنی کاهش رنج بشر
ای توانا ناتوان عشق باش***پهلوانا ، پهلوان عشق باش
ای دلاور دل بدست آورده باش***در دل آزرده منزل کرده باش
پوریای عشق باش ای پهلوان***تکیه کمترکن به زورپهلوان
عشق یعنی تشنه ای خود نیزاگر***واگذاری آب را برتشنه تر
عشق یعنی ساقی کوثرشدن***بی پر و بی پیکر و بی سر شدن
نیمه شب سرمست از جام سروش***در به در انبان خرما روی دوش
عشق یعنی خدمت بی منتی***عشق یعنی طاعت بی جنتی
گاه بر بی احترامی احترام***بخشش و مردی به جای انتقام
عشق را دیدی خودت را خاک کن***سینه ات را در حضورش چاک کن
عشق آمد خویش را گم کن عزیز***قوتت را قوت مردم کن عزیز
عشق یعنی مشکلی آسان کنی***دردی از درمانده ای درمان کنی
عشق یعنی خویشتن را گم کنی***عشق یعنی خویش را گندم کنی
عشق یعنی خویشتن را نان کنی***مهربانی را چنین ارزان کنی
عشق یعنی نان ده و از دین مپرس***در مقام بخشش از آئین مپرس
هرکسی او راخدایش جان دهد***آدمی بایدکه او را نان دهد
در تنورعاشقی سردی مکن***در مقام عشق نامردی مکن
لاف مردی میزنی مردانه باش***در مسیر عاشقی افسانه باش
دین نداری مردمی آزاده شو***هر چه بالا میروی افتاده شو
در پناه دین دکانداری مکن***چون به خلوت میروی کاری مکن
جام انگوری و سرمستی بنوش***جامه تقوی به تردستی مپوش
عشق یعنی ظاهر باطن نما***باطنی آکنده از عشق خدا
عشق یعنی عارف بی خرقه ای***عشق یعنی بنده بی فرقه ای
عشق یعنی آن چنان نیستی***تا که معشوقت نداند کیستی
عشق بابا طاهر عریان شده***در دوبیتی های خود پنهان شده
عاشقی یعنی دوبیتی های او***مختصر، ساده ، ولی پرهای و هوی
عشق یعنی جسم روحانی شده***قلب خورشیدی نورانی شده
عشق یعنی ذهن زیبا آفرین***آسمانی کردن روی زمین
عشق گویدمست گر عاقلی***از شراب غیر انگوری ولی
هر که با عشق آشناست شد***وارد یک راه بی بن بست شد
هر کجا عشق آید و ساکن شود***هر چه ناممکن بود ممکن شود
در جهان هر کار خوب و ماندنی ست***رد پای عشق در او دیدنی ست
شعرهای خوب دیوان جهان***سر عشق است و سرود شاعران
(سالک)آری عشق رمزی در دل است***شرح وصف عشق کاری مشکل است
عشق یعنی شور هستی در کلام***عشق یعنی شعر ، مستی و السلام


تنها با تو ، فقط با قلب تو ، بي تو زنداني است اين دنياي عاشقي
با تو مي گويم درد دلم را در اين سكوت بي انتها
مي گويم راز تنهايي ام را تا تنها صداي درد دل مرا گوش كني
و در اين سكوت عاشقانه تنها درد دل مرا بشنوي و احساس كني
بگو عزيزم ، هر چه دل تنگت خواست به من بگو تا قلب
عاشقم حرفهاي تو را درك كند
لحظه هاي بي حوصله ، سر به زير ، سرها همه بر روي پا و دستها
همه دربغل بگو درد دلت راعزيزم ازهمان خلوتي كه با خود گرفته اي
كاش در كنارم بودي تا دست در دستانت بگذارم و سرت را بر
روي شانه هايم ميگذاشتي و درد دلت را در گوشم زمزمه ميكردي اما
قطره اي از اشكهاي چشمانم بر روي گونه هايم
اشكهايي از روي دلتنگي و غم دوري
ما با هم در همين خلوت شبانه در كنار هم يه خلوتگاه پر از عشق داشته باشیم
آرزو
به امید نگاهت ایستادن بر روی شانه هایت سرنهادن
خوشتر از این آرزویی هست
از تو براي تو مي گم
كه اسم تو رو لبمه
ياد قشنگ لحظه هات
هميشه توي قلبمه
از تو براي تو مي گم
عزيزتر از ستاره ها

