For you
بلاخره روز موعود فرا رسید
روزی که اجازه داشتم بگویم دوستت دارم
روزی که تمام وجودم از عشق تو لبریز شد
روزی که زندگیم به دو نیم تقسیم شد
نیمی برای با تو بودن
و نیمی برای تلاش کردن
تلاش کردن برای به تو رسیدن
تمام وجودم تو هستی
هر روز وقتی که از خواب بیدار می شوم
عکس تو روشنی بخش روزم می شود
هر شب وقتی به خواب می روم عکس تو لالایی شبم می شود
تو تو تو هر روز تو
تکه کلامم توهستی
و آرزویم خوشبختی تو
و هدفم رسیدن به تو
بازم تو تو تو
نمیدانم کی تو تبدیل به ما میشود
شاید روزی که من زیر خروار خروار خاک به خواب رفته باشم
اگه آن روز هم بیایی با آغوشی باز
چشمانی پر اشک
و رویی خندان
به استقبالت خواهم آمد
تمام وجودم
و تنها انگیزه برای قدم برداشتنم
تو هستی
هر وقت خبری از تو می شنوم
ناخودآگاه لبخند رضایت در صورتم می نشیند
عشق من نسبت به تو عشقی ابدی است
عشقی محکم
عشقی که به خاطرش 6 ساعت می نشینم در انتظارت
عشقی که به خاطرش ساعت ها بیدار می مانم تا شاید از تو خبری شود
عشقی که به خاطرش تحقیر می شوم
و عشقی که به خاطرش نفس می کشم
عشقی که به خاطرش همه چیز را از دست میدهم
و برای به دست آوردنش تمام پل ها را خراب میکنم
تا پلی جدید بسازم
تو تنها بت زندگی منی