بنام کاتب کتيبه عشق گفتي که مرا دوست نداري گله اي نيست بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست گفتم که کمي صبر کن و گوش به من کن گفتي که نه بايد بروم حوصله اي نيست گفتي که کمي فکر خودم باشم و ان وقت به جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار
مي خواهم عروسک وار زندگي کنم تا اگر سرم به سنگ خورد نشکشند تا اگر دلم را کسي شکست چيزي احساس نکنم تا اگر به مشکلات زندگي برخوردم بي پروا به آغوش صاحبم که دخترک کوچکي بيش نيست پناه آورم . اما نه ..... چه خوب است که همين انسان خاکي باشم اما سنگ به سرم نخورد کسي دلم را نشکشند و مشکلات مرا از پاي درنياورد

+ نوشته شده در جمعه دوم دی 1384ساعت 1:14  توسط رسول
|
Dokhtari az pesari porsid ke aya oono ghashang midoone? pesar javab dad: na. porsid aya delesh mikhad ta abad ba oon bemune? goft:na. sepas porsid:age tarkesh kone, gerye mikone? va baare dige tekrar kard: na. dokhtar kheyli narahat shod,vaghti dokhtar khast dige bere dar hali ke ashk dasht az chehrash jari mishod,pesar bazuhasho gereft va goft:to ghashang nisti,balke zibayi,man nemikham ta abad ba to basham,man NIAZ daram ke ta abad ba to basham,va age to beri man gerye nemikonam...man MIMIRAM

+ نوشته شده در جمعه دوم دی 1384ساعت 1:9  توسط رسول
|
اونيکه يار تو بود اگه غمخوار تو بود
قلبشو پس نمي داد دل به هر کس نمي داد
دل مي گفت مقدس عشق اون برام بسه
از نگاش نفهميدم که دروغه هوس ِ
غصه خوردن نداره گريه کرن نداره
پي يه قلب بي وفا دلسپردن نداره

+ نوشته شده در جمعه دوم دی 1384ساعت 1:6  توسط رسول
|