امروز که دیدمت دا شتم
عشق يعني لايق مريم شدن
عشق يعني با خدا هم دم شدن
عشق يعني جام لبريز از شراب
عشق يعني تشنگي يعني سراب
عشق يعني خواستن و له له زدن
عشق يعني سوختن و پرپر زدن
عشق يعني سالهاي عمر سخت
عشق يعني زهرشيرين بخت تلخ
عشق يعني با خدايا ساختن
عشق يعني چون هميشه باختن
عشق يعني حسرت شبهاي گرم
عشق يعني ياد يك روياي گرم
عشق يعني يك بيابان خاطره
عشق يعني چهار ديوار بدون پنجره
عشق يعني گفتني با گوش كر
عشق يعني ديدني با چشم كور عشق
يعني تا ابد بي سرنوشت
عشق يعني آخر خط بهشت

اگر فكر مي كني
اگر فکر مي کني که رفتنت باعث شکستنم مي شود
اگر فکر مي کني که از پس رفتنت اشک مي ريزم
اگر فکر مي کني که با نبودنت لحظه هايم خالي مي شوند
اگر فکر مي کني که هر لحظه دلم براي بوسه هايت تنگ مي شود
اگر فکر مي کني که بي تو مي ميرم
بسيار درست فکر کرده اي
خب تو که مي داني نبودنت را تاب نمي آورم
پس بمان...

اي کاش
مي توانستم باران باشم تا تمام غمهاي دلت را بشويم
اي کاش
مي توانستم ابر باشم تا سايه باني از محبت برويت مي گسترانيدم
اي کاش
مي توانستم اشک باشم تا هر گاه که آسمان چشمت ابري مي شد باريدن مي گرفت
اي کاش
مي توانستم خنده باشم تا روي لبانت بنشينم و غنچه بسته لبانت را بگشايم
اي کاش
مي توانستم يک پرنده باشم و پر مي گشودم و تا دور دست ها در کنار تو پرواز مي کردم
و اي کاش
سايه بودم تا نزديک ترين کس به تو مي شدم...
آري اي کاش
سايه بودم تا هميشه و همه جا همراه و همقدم با تو بودم
