تبليغاتX
تقدیم به کسی که دوستش دارم پریا

تقدیم به کسی که دوستش دارم پریا

---- محاكمه عشق----

 

ای عشق خیالی من
 ای رو یای محال
من
زندگی را بازی گرفتن
نیست
 دنیا را به کام گرفتن نیست
دیگران را دوست داشتن سخت نیست
کسی را
پیدا کردن سخت نیست
دلش را بردن سخت نیست
 ولش کردن سخت نیست
دلبری پیدا
کردن سخت است
 وفا داری داشتن سخت است
نگرش داشتن سخت است
 از دست دادنش
سخت است


جلسه محاكمه عشق بود
و قاضي عقل
و عشق محكوم به تبعيد به دورترين نقطه مغز شده بود
يعني فراموشي
قلب تقاضاي عفو عشق را داشت
ولي همه اعضا با او مخالف بودند
قلب شروع كرد به طرفداري از عشق
آهاي چشم مگر تو نبودي كه هر روز آرزوي ديدن اونو داشتي
اي گوش مگر تو نبودي كه در آرزوي شنيدن صدايش بودي
و شما پاها كه هميشه آماده رفتن به سويش بوديد
حالا چرا اينچنين با او مخالفيد؟
همه اعضا روي برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك كردند
تنها عقل و قلب در جلسه مادند
عقل گفت :ديدي قلب همه از عشق بيزارند
ولي من متحيرم كه با وجودي كه عشق بيشتر از همه تو را آزرده
چرا هنوز از او حمايت ميكني !؟
قلب ناليد:كه من بدون وجود عشق ديگر نخواهم بود
و تنها تكه گوشتي هستم كه هر ثانيه كار ثانيه قبل را تكرار ميكند
و فقط با عشق ميتوانم يك قلب واقعي باشم
پس من هميشه از او حمايت خواهم كرد حتي اگر نابود شوم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت 0:35  توسط رسول   | 

----- عشق يعني-----بدون تو-------

  

عشق يعني كوچك كردن دنيا

 به اندازه يك نفر

 يا بزرگ كردن يك نفر به اندازه دنيا

+++++++++++++++++++++++++++++++

 یك ساعت يعني 60 دقيقه و

يك دقيقه يعني 60 ثانيه

اما هيچ كس به من نگفت

1 ثانيه بدون تو يعني

60 سال

زندگي رويش يك حادثه نيست زندگي رهگذر تجربه هاست تكه ابريست به پهناي غروب آسمانيست به زيبايي مهر بارگاهيست ز دربار حضور زندگاني چون گل نسترن است بايد از چشمه جهان آبش داد زندگي صحنه جولانگاهست خوب و بد بودن آن عملي از من وماست پس بيا تا بفشانيم همه بذر خوبي و صفا و بگوييم به دوست : معني مهر و حقيقت چه نكوست زندگي رويش يك حادثه نيست زندگي رهگذر تجربه هاست تكه ابريست به پهناي غروب آسمانيست به زيبايي مهر بارگاهيست ز دربار حضور زندگاني چو

 

 -----------------------***********************************----------------

 

 

زندگي رويش يك حادثه نيست زندگي رهگذر تجربه هاست تكه ابريست به پهناي غروب آسمانيست به زيبايي مهر بارگاهيست ز دربار حضور زندگاني چون گل نسترن است بايد از چشمه جهان آبش داد زندگي صحنه جولانگاهست خوب و بد بودن آن عملي از من وماست پس بيا تا بفشانيم همه بذر خوبي و صفا و بگوييم به دوست : معني مهر و حقيقت چه نكوست زندگي رويش يك حادثه نيست زندگي رهگذر تجربه هاست تكه ابريست به پهناي غروب آسمانيست به زيبايي مهر بارگاهيست ز دربار حضور زندگاني چو

                                                   

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 22:11  توسط رسول   |